سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
160
تاريخ ايران ( فارسى )
جلوس كياكسار در اين موقع مشكل هووخشتر كه يونانيها او را كياكسار خوانده و در نزد ما به همين اسم معروف است بر تخت سلطنت جلوس نمود و او يكى از اشخاص نادره است كه بعرصهء دنيا آمده هم در سوق لشگر و هم در اداره كردن كشور مهارت تامه داشته است . چون از روى تجارب تلخ دانسته بود كه لشكريانش تا بر طبق ترتيبات صفوف آشورى آشنا نشوند در محاربات موفق نخواهند گرديد لذا جنگيان ايلاتى را كه تا آن زمان بطور خودسرى و استقلال محاربه ميكردند بهم زده دستههاى مرتب قشون نظامى بجاى آنها تشكيل داد . پيادهنظام را با تير و كمان و شمشير يا دو نيزه مسلح نمود ليكن در لشكر ماد سواران بيش از آنچه در لشكر آشورى بود اهميت داشتند و تير و كمان در دست آنان در گرفتن جان دشمن بيشتر تأثير ميبخشيد چه از كودكى بسوارى و تيراندازى از پشت اسب معتاد شده و مانند پارتيهاى متأخر از تيررس دشمن دور ايستاده و مثل باران تير ميانداختند و بهترين جنگجويانرا عاجز ميساختند . كياكسار در ضمن اينكه قشون خود را تشكيل و تربيت ميداد بواسطهء مقاومت مبرمانه با آشوريان آنها را آزموده ميكرد تا بالاخره بر سرداران آشور بانيپال غلبه كرده ثانيا به خاك آشور حملهور گرديد . محاصرهء اول نينوا چنين به نظر ميرسد كه استحكام نينوا زياده از آن بود كه ماديها بتوانند قصد تسخير آن را بنمايند معهذا در همان حال كه لشكريان ماد اراضى حاصلخيز آشور را پايمال ميكردند كياكسار بمحاصرهء نينوا پرداخت و احساساتيكه از اقدام اين سلطان در مقهور ساختن آشور براى مردم حاصل شد از آنچه در كتاب ناحوم از كتب تورات مذكور است معلوم مىشود ، كتاب مذكور كه حقيقت را با طنطنهء مخصوصى بيان مىكند و كلمات آتشين او بر همه كس تأثير ميبخشد شروع به اين عنوان مينمايد « بار نينوا » و بعد از آن ميگويد « آواز تازيانهها و صداى غرغر چرخها و جهيدن اسبان و جستن عرابهها ، سواران هجوم ميآورند و شمشيرها براق و نيزهها لامع مىباشد و كثرت مجروحان و فراوانى مقتولان و لاشها را انتها نيست و بر لاشهاى يكديگر ميافتند . » « 1 »
--> ( 1 ) - كتاب ناحوم ، باب سوم ، آيه 2 و 3 « مؤلف » .